یک افسر سابق ارتش اتحادیه قصد دارد سهم خود را به دامداری انکور بفروشد و با نامزدش به شرق نقلمکان کند، اما قیمت پایینی که توسط مالک معلول انکور پیشنهاد میشود و رفتارهای قلدرمآبانه کارکنان آنجا، او را به تجدیدنظر وا میدارد. وقتی یکی از کارگرانش کشته میشود، او تصمیم میگیرد بماند و با استفاده از تجربیات جنگی خود مبارزه کند. در دامداری انکور اوضاع چندان خوب نیست، چرا که همسر مالک با برادر شوهرش رابطه دارد و آن برادر نیز با یک زن مکزیکی در شهر در ارتباط است.