کلی، یک دامدار، به همراه برادرش استیو راهی گذرگاه کوهستانی سونورا میشوند، در حالی که لدنوف، یک زندانی سابق که به خاطر زندانی شدنش به دست کلی به دنبال انتقام است، آنها را تعقیب میکند. کلی و استیو به طور غیرمنتظرهای با گروهی از دختران کاباره از جمله مری، مارسیا و هلن که کالسکه آنها خراب شده است برخورد میکنند و به آنها کمک میکنند تا به نزدیکترین مزرعه برسند، جایی که متأسفانه لدنوف به کلی میرسد.