گروهبان ارتش، میکی دان، به تعقیب سیسکو کید میپردازد؛ راهزنی بدنام اما خوشقلب و کاریزماتیک در غرب وحشی. کید بخش زیادی از غنایم خود را خرج تونیا، زنی که دوستش دارد میکند، غافل از اینکه او در غیابش به وی خیانت میکند. به زودی، در حالی که معشوق بیخبرش مشغول راهزنی است، تونیا به دلیل وسوسه پاداش بزرگ برای دستگیری کید (مرده یا زنده)، با دان همدست میشود. آنها با هم نقشهای میکشند تا سیسکو کید را برای همیشه به دام انداخته و از میان بردارند.