لوکی که در میدان نبرد از ثور شکست خورده، برای محاکمه نزد اودین آورده میشود. اما لوکی با استفاده از مکر و حیله خود به زمین فرار میکند. او در آنجا بشریت را تسخیر خواهد کرد و ارتش بزرگتری را برای تسلط بر قلمروهای نهگانه تشکیل میدهد. ثور که از ویرانی خانهاش خشمگین شده، لوکی را تعقیب میکند، اما در طول مسیر بیدفاع میشود و بدون پتک قدرتمند و حافظهاش در زمین بیدار میشود. ثور که تنها و سرگردان است، توسط پیروان لوکی که به هر قیمتی به دنبال متوقف کردن او هستند، محاصره میشود. ثور با کمک یک همراه زن زمینی، راه خود را به سمت شمال باز میکند تا سلاح افسانهای خود را پیدا کند. با یافتن پتک، هویت و قدرت ثور بازمیگردد و او اکنون باید خود را برای نبرد نهایی و سرنوشتساز با لوکی آماده کند تا از نابودی جهان جلوگیری کند.