چیکو، یکی از اعضای باقیمانده گروه هفت دلاور، اکنون در شهری زندگی میکند که زمانی به نجاتش کمک کرده بودند. یک روز شخصی میآید و بیشتر مردان شهر را اسیر میکند. همسر چیکو برای کمک به سراغ کریس، رهبر گروه میرود. کریس همچنین با وین، یکی دیگر از اعضای گروه ملاقات میکند. آنها چهار مرد دیگر را پیدا میکنند و برای کمک به چیکو به راه میافتند.