دو برادر به نامهای شان و تامی دانلی در تگزاس امروزی زندگی و کار میکنند. تامی همیشه دردسرساز بوده و شان همواره برای کمک به او حضور داشته است، اما وقتی تامی ۶ هزار دلار بدهی بالا میآورد، کار زیادی از دست شان برنمیآید. این پول به افراد بسیار خطرناکی بدهکار است و نه شان و نه تامی یک سنت هم ندارند. بدتر از آن، تامی در هر فرصتی راهی برای وخیمتر کردن اوضاع سختشان پیدا میکند. وضعیت تا جایی بالا میگیرد که شان با یک تصمیم بزرگ روبرو میشود: در کنار برادرش بایستد یا برای همیشه او را به حال خود رها کند.