شارون هولدن که زنی سختکوش و شیفته کار است، پس از اینکه با خود فکر میکند زندگیاش بدون بچهها چگونه میشد، در طول تعطیلات کریسمس در یک کلبه اسکی در یوتا که پاتوق قدیمی او و همسرش داستین بوده، به طور غیرمنتظرهای به آرزویش میرسد.