سیما با وجود زیبایی خیرهکنندهاش، نتوانسته به رویاهای خود به عنوان یک رقصنده حرفهای دست یابد. او که از مرز سی سالگی گذشته و سنش برای این کار بالا رفته است، مجبور میشود به عنوان معلم در یک دبیرستان محلی و محافظهکار مشغول به کار شود. این کار برخلاف انتظارش، استعداد طراحی رقص را در او بیدار میکند؛ استعدادی که او در خلوت خود پرورش میداده تا نه تنها با افسردگی و تردیدهای درونیاش مبارزه کند، بلکه سبکی جدید و منحصربهفرد خلق نماید.