یک شب، یک شهابسنگ ظاهر میشود و از میان فضا به سمت ماه حرکت میکند. مرد روی ماه از این فرصت استفاده میکند، دم ستاره دنبالهدار شتابان را میگیرد و با آن به زمین سفر میکند. این «حمله از فضای بیرونی» زنگهای خطر را در مقر ریاستجمهوری به صدا درمیآورد. مرد روی ماه در حین فرار از دست رئیسجمهور و سربازانش، سفری طولانی را آغاز میکند و از شگفتیهای بسیاری که زمین ارائه میدهد شگفتزده میشود؛ و پی میبرد که کودکان چقدر دوستش دارند و به او نیازمندند.