در یک کلبه چوبی منزوی در میان طبیعت خشن ایندیانا در حدود سال ۱۸۱۷، ریتمهای عشق، تراژدی و سختیهای روزمره زندگی در مرزهای در حال توسعه، یکی از بزرگترین قهرمانان ملت ما یعنی آبراهام لینکلن را شکل داد. ایب پسری متفکر و ساکت است که روزهای خود را در کنار مادر محبوبش میگذراند و در عین حال کار روی زمین را از پدر سختگیرش یاد میگیرد. وقتی بیماری مادرش را از او میگیرد، فرشته نجات جدید ایب در قالب نامادری جدیدش ظاهر میشود؛ زنی که پتانسیل را در این پسر میبیند و او را به سمت تحصیل بیشتر سوق میدهد.