رابی پسری اهل گلاسگو است که درگیر یک خصومت خانوادگی شده و فقط راهی برای خروج میخواهد. او در حین انجام خدمات اجتماعی با راینو، آلبرت و مو آشنا میشود. رابی فکرش را هم نمیکرد که روی آوردن به نوشیدنی ممکن است زندگی آنها را تغییر دهد و آنها را به کارخانههای تقطیر در ارتفاعات اسکاتلند و بزرگترین قمار زندگیاش بکشاند.