این فیلم ماجراهای جورج را دنبال میکند که در یک نمایش سیرک جادویی با یک بچهفیل به نام کیلا دوست میشود و به او کمک میکند تا برای پیوستن دوباره به خانوادهاش، به آن سوی کشور سفر کند. جورج به همراه دوستش، مردی با کلاه زرد، با پای پیاده، قطار و کامیون سفر میکند تا به برادر و خواهر کیلا در کالیفرنیا برسد، اما در این مسیر به فیلربایی متهم شده و او را تا نیویورک بازمیگردانند.