در اواسط دهه ۱۹۵۰ در لیورپول انگلستان، جان لنون، نوجوان سرکش و عضو آینده گروه بیتلز، با خاله خود میمی در محلهای کارگری زندگی میکند. شوهر میمی ناگهان فوت میکند و جان در مراسم تشییع جنازه، مادرش جولیا را میبیند. با وجود مخالفتهای میمی، جان تصمیم میگیرد رابطه واقعی با مادرش برقرار کند. جولیا او را با موسیقی عامهپسند و ساز بانجو آشنا میکند و با وجود شکلگیری یک درگیری خانوادگی، جان جوان انگیزه پیدا میکند تا گروه موسیقی خودش را تشکیل دهد.