چهار دوست صمیمی در زندگی بزرگسالی خود در بنبست گیر کردهاند: دوستدختر آدام به تازگی او را ترک کرده، لو یک مهمانیباز بیبندوبار و ناامید است، نیک شوهری زنذلیل است و جیکوب کاری جز بازیهای ویدئویی در زیرزمین خانهاش انجام نمیدهد. اما آنها پس از یک شب نوشیدن افراطی در جکوزی یک پیست اسکی، فرصتی پیدا میکنند تا با تغییر گذشته، آینده خود را روشن کنند؛ چرا که صبح روز بعد خود را در سال ۱۹۸۶ مییابند.