جک سادلستین، یک مدیر تبلیغاتی موفق در لوس آنجلس با همسر و فرزندانی زیبا، هر سال از یک رویداد وحشت دارد: سفر خواهر دوقلویش جیل برای روز شکرگزاری. نیاز مفرط جیل به توجه و رفتارهای تهاجمی غیرمستقیم او برای جک دیوانهکننده است و زندگی معمولاً آرام او را زیر و رو میکند.