آندریاس چهل ساله بدون اینکه به یاد بیاورد چگونه به آنجا رسیده، وارد شهری عجیب میشود. به او یک شغل، یک آپارتمان و حتی یک همسر داده میشود. اما طولی نمیکشد که آندریاس متوجه میشود مشکلی وجود دارد. او تلاش میکند از شهر فرار کند، اما میفهمد راه خروجی نیست. آندریاس با هوگو آشنا میشود که شکافی در دیوار زیرزمین خود پیدا کرده است. موسیقی زیبایی از این شکاف به گوش میرسد. شاید این شکاف به «آن طرف» راه دارد؟ طرح جدیدی برای فرار برنامهریزی میشود.