میکا با بوی ماهی متولد میشود که صابون و پزشکان هم نمیتوانند آن را از بین ببرند. مشکلات او با شروع مدرسه بیشتر میشود زیرا هیچکس حاضر نیست با او دوست شود. او به یک رواندرمانگر مراجعه میکند. زندگی او محکوم به فنا به نظر میرسد تا اینکه با لورا ملاقات میکند…