داستان فیلم درمورد مردی به نام "خوآن" که با نظارت و شروط از زندان آزاد شده و تصمیم دارد جشنی به همراه همسر و دخترش بگیرد، اما با ظاهر شدن ناگهانی برادر خوان به مهمانی و پیشنهاد خلافش همه چیز بهم میخورد تا جایی که ...
داستان فیلم درمورد مردی به نام "خوآن" که با نظارت و شروط از زندان آزاد شده و تصمیم دارد جشنی به همراه همسر و دخترش بگیرد، اما با ظاهر شدن ناگهانی برادر خوان به مهمانی و پیشنهاد خلافش همه چیز بهم میخورد تا جایی که ...
زمانی که وحشت از مکانی نامعلوم می آید ساکنین خانه را درگیر کابوسی بی پایان از تاریکی و مرگ میکند و …
آلوارو، مردی که شیفته ایده نوشتن اثری است که خودش آن را «ادبیات فاخر» مینامد، زندگی و احساسات اطرافیانش را دستکاری میکند تا بتواند درباره پیامدهای ناشی از اقدامات فریبکارانه خود بنویسد.
رافائل، شهروند اهل سویل که هرگز منطقه اندلس اسپانیا را ترک نکرده است، تصمیم میگیرد سرزمین مادری خود را ترک کند تا به دنبال آمایا برود؛ دختر باسکی که با تمام زنانی که او تا به حال شناخته متفاوت است.
داستان دو دوست جوان، یک وکیل، یک مرد ثروتمند و گروهی از آدمربایان که در نهایت درگیر مجموعهای از شرایط عجیب و غریب میشوند تا کشف کنند؛ چه کسی بامبی را کشت؟
آنخل، جوانی باهوش و مهربان، قصد دارد بازرس پلیس شود. در مقابل، رافائل یک پلیس تندخو، مقتدر و متکبر است. در این میان، میگل و ماتئو عضو گروه ۷ هستند؛ گروهی از پلیسهای سرکش که برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری میزنند.
«جون هاونز» (کامرون دیاز) در یک سفر هوایی با مرد مرموزی بنام «روی میلر» (تام کروز) آشنا می شود، غافل از اینکه او یک ابر جاسوس است که با قصد قبلی سر راهش سبز شده. با ماجراهایی که به دنبال این آشنایی روی می دهد، زندگی آن دو به هم گره می خورد و...
فصل تابستان در یک محله کارگری و حاشیهای در شهری در جنوب اسپانیا است. به تانو، نوجوانی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود در کانون اصلاح و تربیت است، یک مرخصی ۴۸ ساعته داده میشود تا در عروسی برادرش شرکت کند.
ماریا به تازگی به آپارتمانی مخروبه در محلهای فقیرنشین نقل مکان کرده است. او خانوادهاش را در روستا ترک کرد چون دیگر نمیتوانست سلطهگری پدرش را تحمل کند. ماریا که از مردی که حاضر به دیدنش نیست باردار است، با کارگری در خانهها روزگار میگذراند. وقتی پدرش برای …
بین مونیخ و سویا، سرنوشت شانزده شخصیت به هم گره میخورد و با هم تلاقی میکند؛ گاه از کنار هم میگذرند و گاه با هم برخورد میکنند. همه آنها بدون آنکه بدانند، در لحظهای سرنوشتساز از زندگی خود قرار دارند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.