سیبو، دسامبر سال 1989. در میانهی آشوب و وحشتی که اعتراضات مردم علیه حکومت به وجود آورده، یگانی از نیروهای مسلح، هدف حمله ای خشونتآمیز قرار میگیرند…
پاول هانگانو عاشق دو زن است. آدریانا همسرش و مادر دخترشان، زنی که ده سال گذشته را با او شریک بوده است، و رالوکا، زنی که باعث شده او تعریف جدیدی از خود…
یک سرباز شبهنظامی از روی شور و اشتیاق، جوخه خود را رها میکند و تصمیم میگیرد برای آرمان انقلاب بجنگد. ستوان او و بقیه اعضای گروه در طول شب پر از هرج…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.