در شبی جادویی، هنگام بارش شهابی، سباستین جوان آرزویی از ته دل کرد: اینکه پرستار مهربانش، لوپه، مادرش شود، چرا که محبت و مراقبت او چیزی بود که آرزویش ر…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.