مدت کوتاهی پس از پایان جنگ جهانی دوم، یک کلاهبردار فراری خود را درگیر یک رابطه عاشقانه پرشور میبیند که ممکن است به قیمت جانش تمام شود.
12 اوت 1945 ساعت 11 صبح. دو غریبه اسرارآمیز در یک ایستگاه راه آهن در روستایی مجارستانی ظاهر می شوند و ظرف چند ساعت، همه چیز تغییر می کند...
والدین میکلوش فینیو در اواسط دهه شصت به مجارستان کمونیستی بازگشتند؛ یعنی درست زمانی که همه در حال فرار به غرب بودند. دوستان قدیمی میکی نمیدانند با لب…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.