آستی، هزاره سوم. لوسیا، مادر و همسری که در آستانه دلزدگی از زندگی است، برای فرار از روزمرگی با مهاجری به نام احمد وارد رابطهای دوستانه میشود.
ایرنه که به او لقب «عسل» دادهاند، زندگی خود را وقف کمک به افرادی کرده است که به دنبال یاری هستند و تلاش میکند تا از رنجهای آنها بکاهد، حتی زمانی ک…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.