پدری مَست درحال قصه گفتن برای پسرش است و داستان قصه در موردِ گروهی است که شب را در زندانی تسخیرشده سپری میکنند و...
وقتی دارن شان به سیرکی پر از موجودات عجیب و غریب برده میشود، با یک خونآشام ملاقات میکند و گاز گرفتن گردنش زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.