جولی، جوانترین دختر یک بازرگان ورشکسته، برای نجات جان پدرش فداکاری میکند. او به قصری جادویی در جنگل میرود و با «نتوور» روبرو میشود، هیولایی پرنده…
ویکتوریای بدطینت که به محبوبیت خواهر «خوب» و پوچمغزش حسادت میکند، در چای کلارای زیبا مادهای سمی و دیرگداز میریزد. در حالی که کلارا به شکلی هیستریک…
یورای هرتز داستانی از بوهومیل هرابال را درباره مردی که در یک سمساری کار میکند، اقتباس کرده است.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.