یون سو، افسر پلیس، به جزیرهای اعزام میشود و شروع به مشاهده موقعیتهای عجیب میکند. یه اون، که پس از از دست دادن والدینش در جوانی در این جزیره زندگی …
آنها بازندهاند، اما بازندههای دوستداشتنی. هر روز در کافه یری مینشینند و شیفته این زن جوان چینی کرهای هستند. برای یری فرقی نمیکند؛ از نظر او، هم…
هر چقدر کار کنی، همانقدر درآمد داری و با آن پول زندگی میکنی؛ این گزاره ساده همیشه برای جونگچول یک مشکل بوده است. در کارخانه خمیر سویا که او در زمست…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.