آوریل سال ۱۸۶۱، عمارت عظیم تارا در آتلانتا. « اسکارت اوهارا » ( لى ) در مىیابد که مرد رؤیایىاش، « اشلى ویلکس » ( هوارد ) به او علاقه اى ندارد و در…
یک دلقک ناامید که از شکست عشقی رنج میبرد و یک کنت خودخواه که به طور غیرقابلکنترلی میخندد، یاد میگیرند که به یکدیگر در حل مشکلاتشان کمک کنند، اما ه…
سه تبهکار دست به یک سرقت بزرگ و بینقص میزنند. اما وقتی مجبور میشوند با هم در یکجا پنهان شوند، بهتدریج نسبت به یکدیگر دچار بیاعتمادی میشوند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.