یک افسر پلیس باواریا سفلی در حالی که با یک خانه سوخته، پوشکهای بدبو و کمخوابی شدید دستوپنجه نرم میکند، با بدترین دشمن خود یعنی کلسترول روبرو میشو…
فرانز احساس راحتی و بسیار خوبی به عنوان یک افسر پلیس در ادارهای که هست میکند. اما او به یکباره به شهر مونیخ منتقل میشود که اصلا با روحیات وی سازگار…
در اواخر دهه ۱۹۵۰، آلمان که در سایه معجزه اقتصادی در حال شکوفایی است، نسبت به رویارویی با وحشتهای گذشته نزدیک خود به شدت بیتفاوت شده است. با این حال…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.