روی یک کارگر مزرعه و مردی بیخانمان است. او سرپرستی یک پسر جوان را بر عهده میگیرد و به او کمک میکند تا بزرگ شود و به بلوغ برسد.
یک سرباز فراری ارتش به همراه پسری سفیدپوست که توسط سرخپوستان بزرگ شده است، با شتر از میان صحرا فرار میکند.
وقتی گلهدارانِ ویل اندرسن او را به مقصد معادن طلا ترک میکنند، این دامدار مجبور میشود برای رساندن به موقع گلهاش به بازار و جلوگیری از ورشکستگی مالی…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.