پسر جوانی در حین تلاش برای پسانداز پول جهت خرید یک دوچرخه، از شغل واقعی مادرش باخبر میشود.
یک شاهزاده شجاع باید به دنبال درخت افسانهای آوازخوان و طنینانداز بگردد تا بتواند قلب یک شاهزاده خانم زیبا را به دست آورد.
پیرمردی که در یک شهر شرقی زندگی میکند، داستان زندگی خود را برای گروهی از بچهها تعریف میکند: او نیز زمانی پسربچهای به نام موک کوچک بود؛ بسیار شبیه …
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.