صبح زود است ، دریا در اوستیا آرام است. مردی در خانه یک زن را می زند: او قصد دارد به او ساعت بفروشد. دوباره صبح زود است که چند روز بعد ، یک استادیار جو…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.