دن مریک پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک، با فراموشی از کما خارج میشود. او متوجه میشود با جودیت ازدواج کرده است، زنی که تلاش میکند به او برای شروع دوباره زندگیاش کمک کند. دن مدام تصاویری از رویدادها و مکانهایی را به یاد میآورد که در حافظهاش ثبت نیستند. او با گاس کلاین، صاحب یک مغازه حیوانات خانگی و کارآگاه خصوصی پارهوقت آشنا میشود که ظاهراً پیش از تصادف کارهایی برای او انجام داده است. کلاین به مریک کمک میکند تا حقایق بیشتری را کشف کند.